تبلیغات

شعر در باره جزیره مجنون

شعر در باره جزیره مجنون

شعر برای جزیره مجنون,شعر در باره جزیره مجنون,شعر با جزیره مجنون,شعر درمورد جزیره مجنون,شعر با کلمه جزیره مجنون,شعر با کلمه ی جزیره مجنون,شعری در مورد جزیره مجنون,شعری درباره جزیره مجنون,شعر درباره ی جزیره مجنون,شعر کودکانه در مورد جزیره مجنون,شعر مفهومی در مورد جزیره مجنون,شعرهای کودکانه در مورد جزیره مجنون

1524207346 jazzaab net شعر در باره جزیره مجنون

لیلای همه دل شدگانی مجنون

یک دلبر و چند دل ستانی مجنون

گفتند جزیره ای و دور از همه ای

نزدیکی و دور از همگانی مجنون

شعر در مورد جزیره مجنون

در پیچش گیسوان هورت اینجا

سرهای بریده را مکانی مجنون

از داغ کدام لیلی سیمین رخ

اینطور خمیده و کمانی مجنون

شعر درباره جزیره مجنون

آرامش بعد گردبادی بی رحم

آرام و مهیب توأمانی مجنون

از سرخی مغرب و طلوعت پیداست

من مات من العشق نشانی مجنون

از همت و باکری و خیبر…حالا

لیلای همه دل شدگانی مجنون

شعر برای جزیره مجنون

تا چشم کار می کند اینجا شلمچه است

در من نگاه کوچه و صحرا شلمچه است

 هر روز کربلاست که بر نیزه می رود

اصلا سر خداست که بر نیزه می رود

شعر در باره جزیره مجنون

اصلا تمام شهر تو میدان مین شده است

و کوچه های شهر پر از زین الدین شده است

اصلا تمام کشور تو کربلا شده

زینب اسیر وحشت شام بلا شده

اصلا تمام کشور ایران شلمچه است

من قول می دهم به تو تهران شلمچه است

شعر با جزیره مجنون

خواهر مرا بفهم ،برادر مرا بفهم

لبریزم از (جواد دل آذر) مرا بفهم

چندین هزار زین الدین توی شهر توست

زنجیره های مملو مین توی شهر توست

چیزی نمانده است که بی دست وپا شویم

دست مرا بگیر نباید جدا شویم

یک دام نخ نما شده ای توی شهر توست

صدام نخ نما شده ای توی شهر توست

شعر درمورد جزیره مجنون

این خون کیست روی لب خویش می زند

باور نکن نمک به دل ریش می زند

حالا شلمچه توی خیابان شهر توست

ابلیس های فاجعه در جان شهر توست

حالا تمام شهر تو خط مقدم است

این شهر که مدام پر از ابن ملجم است

شعر با کلمه جزیره مجنون

حالا تمام روز دفاع مقدس است

وقتی که شهر زخمی چنگال کرکس است

لطفا برای من غزلی دست و پا کنید

من را از این شلمچه خونین جدا کنید

شعر با کلمه ی جزیره مجنون

من بیشتر به مرگ در آتش موافقم

مادر مرا ببخش که اینقدر عاشقم

من را برای ماندن و رفتن هراس نیست

من از تبار لاله و نسل شقایقم

این گونه است زیستنم آری عجیب نیست

پر شد اگر از آتش و باروت منطقم

شعری در مورد جزیره مجنون

در کوچه باغ چلچله ها پرسه میزنم

رنگ خدا گرفته تمام دقایقم

دریا به بیکرانگی ما نمیرسد

لنگر گرفت اگر به دل هور قایقم

لیلای من جزیره مجنون نگاه توست

یک چشم هیز منتظر اشتباه توست

شعری درباره جزیره مجنون

کاری نکن خدای نکرده خطا رویم

از راه راست کج شده تا نا کجا رویم

حالا شلمچه توی زبان و دل شماست

این شعر نا تمام اگر قابل شماست

تا چشم کار میکند اینجا شلمچه است

درمن نگاه کوچه و صحرا شلمچه است

شعری درباره جزیره مجنون

یک عده نشان بی نشان را بردند

یک عده نشان این و آن را بردند

آن روز که دلباخته خاک شدیم

این چند پرنده آسمان را بردند

شعر درباره ی جزیره مجنون

تو مثل موج ، نا آرام بودی

تو دریا سیرتی خوشنام بودی

ولی با این همه اوصاف زیبا

نمی دانم چرا گمنام بودی

شعر کودکانه در مورد جزیره مجنون

یاد بدن هایی که بی سر بین دشت است

یا در دل اروند رفته بر نگشته است

با رمز یا زهرا دلم مهمان فاو است

این روز ها یادآور والفجر هشت است

شعر مفهومی در مورد جزیره مجنون

خمپاره رسید وغلت زد در خونش

با تور سپید ومرد دریا گونش

لیلاوغم سفره ی عقدی خالی

لیلا وغم جزیره ی مجنونش

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار